243 - تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 18:48
دچار انحطاط روحی شدم یه جور شکست روحی هر کسی میبینتم فک میکنه کسی فوت کرده نمیدونن من فقط روحم خستست روحم انگار زیادی از حد ازش کار کشیدن بدجوری زخمیه خدایااا خدایاااا و در تآریخ جمعه ۱۲ آذر۱۳۹۵در سآعت 18:23 نوشته ي : سارا| |
244 - تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 18:48
خدایا شکرت
230 - تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 19:20
سلام بخش زیادی از آرشیومو پاک کردم ولی شماره پستارو تغییر ندادم. میخوام دوباره اینجا بنویسم ولی صادقانه تر از اصل های مهم زندگیم از عشقم از پدر و مادرم خواهرم برادرم و از همه مهمتر میخوام هر کتابی رو که خوندم اینجا شرحی ازش بنویسم. حالا که وب خونی آدم ها کمتر شده اینجا حس آرامش بیشتری دارم. با آرزوه...
231 - تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 19:20
اون روزا ما دلی داشتیم واسه بردن جونی داشتیم واسه مردن کسی بودیم کاری داشتیم پاییزو بهاری داشتییییم تو سرا ما سری داشتیم عشقیو...... پ.ن: باید شروع کنم همه چیزای باقی مونده رو بهت بگم این چیزای باقی مونده سخت تریناشن 1- بابا و شهریار 2-مامان و بزرگو خونش 3- ترنم و پدرش خسته نیستم خسته نیستم غمگین نی...
233 - تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 19:20
دوست داشتن تو ارادی ترین کار غیر ارادی دنیاست! میدونی چرا؟؟ خب چطور میشه این همه توجه ازت دید (همیشه مشتاق دیدنمی) این همه فهمو شعور ازت دید (وقتی تو کوچه امون چیزایی میبینیو بازم نمیری) این همه گذشت ازت دید (میتونستی الان راحت با بهترینو زیباترینو پولدارترینو دختر از بهترین خانواده باشی ولی منتظر م...
234 - تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 19:20
235 - تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 19:20
236 - تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 19:20
237 - تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 19:19
238 - تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 19:19
فردا علی آقا اینا میان امروز چه روزی بود.. رفتم دوباره مدرسه.. و تخت آره تخت..
239 - تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 19:19
آره 2 مهر بدترین روز بود دوباره.. زندگیم زیرو رو شد.. حالا دیگه منو خانوادمو نمیخوان.. حالا با این جنازه که رو دستم مونده چیکار کنم.. هااا.. چیکار کنم.. پ.ن: مرسی که بهم عشقو هدیه دادی

برچسب‌های مرتبط

230 fifth | 230 park avenue | 230 lbs to kg | 2300 arena | 230 c to f | 2300 hours | 230 pounds in kg | 230 area code | 230 forest | 231 area code