سلام. دوباره برگشتم با حال خراب به اصل خودم برگشتم...
برچسب:
نویسنده: نیکا زارعینیا
سلام. من پشیمونم. پشیمون. پ.ن: افطاری مامان و بابا رو از دست دادم.
برچسب:
نویسنده: نیکا زارعینیا
سلام.
داداش امروز رفت.
امیدوارم موفق بشه.
به هر چی دلش میخواد برسه.
زندگی آرومی داشته باشه.
به خودم قول دادم دفعه بعدی که دیدمش خوشحالترین دختر باشم.
غم نداشته باشم.
اینقدر داغون و شکسته نباشم.
مستصل نباشم.
قوی خوشحال خوشبخت و رها باشم.
کاش بشه....
داداش مراقب خودت باش.
خیلی دوستت دارم.
برچسب:
نویسنده: نیکا زارعینیا
برچسب:
نویسنده: نیکا زارعینیا
برچسب:
نویسنده: نیکا زارعینیا
سلام.
درست چند ساعت بعد از آخرین پستم (بله 30 تیر 1397 !! ) از داخلی 209 باهام تماس گرفتن و فرداش من برای آخرین مصاحبه با مدیر عامل و رئیسم رفتم.
روز 1 مرداد 1397 شروع کاری من بود و هنوز هم دارم اونجا کار میکنم.
رفتن سارا خانم و کرونا..
تعویق و تعویق..
خونه تقریبا چیده شده..
بلاتکلیفی..
کاش زودتر این دختر هم جفت خودشو پیدا کنه و به این آرزومون برسیم.. خواهش میکنم.. خواهش میکنم.. خواهش میکنم خدا جون.
قرنطینه کرونا.
برچسب:
نویسنده: نیکا زارعینیا
سلام.
خانم محمودی رو بیرون کردن.. حالا این بین امروز ایشون حرفایی در مورد موضع من در شرکت بیان کرد که خیلی ناراحتم کرد. دوس دارم زودتر و زودتر کسب و کار خودمو داشته باشم.
امنیت شغلی از همه چی برام مهمتره.. اینو نباید فراموش کنم.
برچسب:
نویسنده: نیکا زارعینیا
برچسب:
نویسنده: نیکا زارعینیا
برچسب:
نویسنده: نیکا زارعینیا
چاره کار ما تویی
یاورو یار ما تویی
توبه نمیکند اثر
مرگ مگر اثر کند...
با تو حکایتی دگر
این دل ما به سر کند
شب سیاه قصه را
هوای تو سحر کند
باور ما نمی شود
در سر ما نمی رود
از گذر سینه ما
یار دگر گذر کند...
برچسب:
نویسنده: نیکا زارعینیا
به خودم افتخار می کنم بابت این هفته.. دست مریزاد!
پ.ن: ما چه کردیم با دلامون!!
برچسب:
نویسنده: نیکا زارعینیا
برچسب:
نویسنده: نیکا زارعینیا
دستشو میگیری
نگرانت میشم
دور میشی میری
نگرانت میشم
دستتو میگره
دور میشه میره
تو رو از دست دادن
تلخ
نفس گیره
دستام یخ کردن
تو سرم آتیشه
وقتی از هم دوریم
نگرانت میشه
هزار ساله که رفتی
من هنوز پشت شیشه ام
موهاتو باد برده
عطرش جا مونده پیشم....
پ.ن: ملورین
برچسب:
نویسنده: نیکا زارعینیا
گریمون هیچ
خندمون هیچ
باخته و برندمون هیچ
تنها آغوش تو مونده
غیر از اون هیچ
ای
ای مثل من تک و تنها
دستامو بگیر که عمر رفت
همه چی تویی
زمینو آسمون هیچ..
برچسب:
نویسنده: نیکا زارعینیا
سرکارم گذاشتن به جایی اینکه ببرنم سرکار!
بله اینجانب 30 بهمن دفاع کردم.
پ.ن: اگه دست همه خسته شدم
به تو که بدجوری وابسته شدم
به تو که نمیتونم راست نگم
به چشات هر چی دلم خواست نگم
توی دست تو اسیری خوبه
جونمو ازم بگیری خوبه...
با اینکه کوه دردم. با اینکه غم زیاده
همینکه با تو باشم
از سرمم زیاده..
وقتی لبات بخندن چشات که شاد باشن
انگاری که تو دنیا نق و نبات میپاشن
.....
همینکه با تو باشم از سرم زیاده..
برچسب:
نویسنده: نیکا زارعینیا