دستشو میگیری
نگرانت میشم
دور میشی میری
نگرانت میشم
دستتو میگره
دور میشه میره
تو رو از دست دادن
تلخ
نفس گیره
دستام یخ کردن
تو سرم آتیشه
وقتی از هم دوریم
نگرانت میشه
هزار ساله که رفتی
من هنوز پشت شیشه ام
موهاتو باد برده
عطرش جا مونده پیشم....
پ.ن: ملورین
برچسب:
نویسنده: نیکا زارعینیا