سلام.
امروز رئیسم استعفا داد و رفت. خیلی غمگین شدم. حس تنهایی بی انتهایی داشتم.
اون بهترین رئیسی بود که کسی میتونست داشته باشه.
بهترین دوستم بود.
وقتی ناراحت بودم از چهره ام متوجه میشد.
وقتی عصبانی بودم درکم میکرد.
کسی بود که برای خودم هدف گذاشته بودم در آینده یه مهندس مثل اون باشم.
اون کسی بود که اولین بار تو مصاحبه به من اعتماد کرد و کاری کرد تا منو استخدام کنن.
اون همیشه تو همه جای کار بی نهایت سختگیر بود ولی موقعی که اشتباه میکردم هیچ وقت دعوام نکرد.
همیشه لبخند میزد.
تا اونجایی که میتونست ازم حمایت کرد. به شیوه خودش. درست یا غلط. مؤثر یا نامؤثر.
خیلی چیزا ازش یاد گرفتم و تا همیشه مدیون لطف و صبر بی انتهاش هستم.
کاش اینجا رو میخوند چون نتونستم بهشون اینارو بگم امروز. کاش میتونستم بگم.
امیدوارم بهترین شغل رو پیدا کنه. آرامش داشته باشه در کنار خانوادش و همینطوری پیشرفت کنه. از شنیدنش خوشحال میشم.
پ.ن: خیلی روزا گذشت
خاطره های تو کم نشد
هیچی اونی که خواستم نشد
اونی که خواستم نشد
خیلی روزا گذشت
ولی غم از دل ما نرفت
بی تو پاییز از اینجا نرفت
پاییز از اینجا نرفت
برچسب:
نویسنده: نیکا زارعینیا