277 - تاریخ: 1403/2/12 ساعت: 18:25
سلام. دوباره برگشتم با حال خراب به اصل خودم برگشتم...
276 - تاریخ: 1401/2/8 ساعت: 21:32
سلام. من پشیمونم. پشیمون. پ.ن: افطاری مامان و بابا رو از دست دادم.
273 - تاریخ: 1399/10/16 ساعت: 10:31
سلام.داداش امروز رفت.امیدوارم موفق بشه.به هر چی دلش میخواد برسه.زندگی آرومی داشته باشه.به خودم قول دادم دفعه بعدی که دیدمش خوشحالترین دختر باشم.غم نداشته باشم.اینقدر داغون و شکسته نباشم.مستصل نباشم.قوی خوشحال خوشبخت و رها باشم.کاش بشه....داداش مراقب خودت باش.خیلی دوستت دارم.  Let's block ads! (Why?)
274 - تاریخ: 1399/10/16 ساعت: 10:31
سلام.بنده در روز دوازدهم قرنطینه هستم.یک کرونایی در حال بهبودی...خسته ام.تو خونه راه میرمبه اینجا تعلق ندارمدل تنگمبرای یک بغلبرای همه چیهمهخسته ام.دلم تنگ شدهبرای اتاقمبرای میز تحریرمبرای همه چیبرای
275 - تاریخ: 1399/10/16 ساعت: 10:31
سلام.فردا سالگرد اون شبه. خوب یادمهخاطره اومده بوداسترس داشتمیخندیدالکی میرقصیدولی خیلییییییییی ناراحت بودعصبانی بودعصبانییییمتنفرداداش هیجان داشتمن فکر میکردم از فردا دیگه آدم قبلی نیستممیترسید
250 - تاریخ: 1399/2/9 ساعت: 16:24
سلام.درست چند ساعت بعد از آخرین پستم (بله 30 تیر 1397 !! ) از داخلی 209 باهام تماس گرفتن و فرداش من برای آخرین مصاحبه با مدیر عامل و رئیسم رفتم.روز 1 مرداد 1397 شروع کاری من بود و هنوز هم دارم اونجا کار میکنم.رفتن سارا خانم و کرونا..تعویق و تعویق..خونه تقریبا چیده شده..بلاتکلیفی..کاش زودتر این دختر ...
251 - تاریخ: 1399/2/9 ساعت: 16:24
سلام.خانم محمودی رو بیرون کردن.. حالا این بین امروز ایشون حرفایی در مورد موضع من در شرکت بیان کرد که خیلی ناراحتم کرد. دوس دارم زودتر و زودتر کسب و کار خودمو داشته باشم.امنیت شغلی از همه چی برام مهمتره.. اینو نباید فراموش کنم.
252 - تاریخ: 1399/2/9 ساعت: 16:24
سلام.امروز رئیسم استعفا داد و رفت. خیلی غمگین شدم. حس تنهایی بی انتهایی داشتم.اون بهترین رئیسی بود که کسی میتونست داشته باشه.بهترین دوستم بود.وقتی ناراحت بودم از چهره ام متوجه میشد.وقتی عصبانی بودم در
253 - تاریخ: 1399/2/9 ساعت: 16:24
سلام.این روزا بیشتر از هر موقعی میام اینجا چون واقعا به نقطه ای رسیدم که حرف زدن با آدما هیچ تفاوتی در شرایطم نمیکنه.حس تنهایی میکنم.حس میکنم هر کسی که برام مهم بوده رو از دست دادم.به بهونه های مختلفچ
255 - تاریخ: 1399/2/9 ساعت: 16:24
چاره کار ما تویییاورو یار ما توییتوبه نمیکند اثرمرگ مگر اثر کند...با تو حکایتی دگراین دل ما به سر کندشب سیاه قصه راهوای تو سحر کندباور ما نمی شوددر سر ما نمی روداز گذر سینه مایار دگر گذر کند...
256 - تاریخ: 1399/2/9 ساعت: 16:24
به خودم افتخار می کنم بابت این هفته.. دست مریزاد! پ.ن: ما چه کردیم با دلامون!!
258 - تاریخ: 1399/2/9 ساعت: 16:24
سلام.میگذره روزا. خوب یا بد. زشت یا زیبا.عملا دیگه دنبال اهدافم نیستم.باید محصول جدیدی رو صفر تا صد طراحی کنم. محاسباتو شروع کردم. باید تو کتیا کاملش کنم و نهایتا تو اتوکد.حسش نیست.منی که اون همه میمر
246 - تاریخ: 1397/9/13 ساعت: 16:33
دستشو میگیری نگرانت میشم دور میشی میری نگرانت میشم دستتو میگره دور میشه میره تو رو از دست دادن تلخ نفس گیره دستام یخ کردن تو سرم آتیشه وقتی از هم دوریم نگرانت میشه هزار ساله که رفتی من هنوز پشت شیشه ام موهاتو باد برده عطرش جا مونده پیشم.... پ.ن: ملورین
247 - تاریخ: 1397/9/13 ساعت: 16:33
اه گریمون هیچ خندمون هیچ باخته و برندمون هیچ تنها آغوش تو مونده غیر از اون هیچ ای ای مثل من تک و تنها دستامو بگیر که عمر رفت همه چی تویی زمینو آسمون هیچ..
249 - تاریخ: 1397/9/13 ساعت: 16:33
سرکارم گذاشتن به جایی اینکه ببرنم سرکار! بله اینجانب 30 بهمن دفاع کردم. پ.ن: اگه دست همه خسته شدم به تو که بدجوری وابسته شدم به تو که نمیتونم راست نگم به چشات هر چی دلم خواست نگم توی دست تو اسیری خوبه جونمو ازم بگیری خوبه... با اینکه کوه دردم. با اینکه غم زیاده همینکه با تو باشم از سرمم زیاده.. وقتی...
248 - تاریخ: 1397/2/31 ساعت: 16:01
  آهنگ بی بی گل معین پخش میشه من اشک میریزمو پایان نامه مینویس&#160
245 - تاریخ: 1396/9/16 ساعت: 15:39
سلام برگشتم البته بارها برگشتم ولی نمیتونستم قبول کنم که چیزی بنویسم. عجیبه.. این جا که فقط خودمم. حرفامم که حرفای خودم به خودمه. پس چرا؟!؟!! میرم کنسرت سیروان. دلم با خاطره هست شبو روز. آره شد. 26 آذر پارسال. حالا این پایان نامه بهم چسبیده. دو بار کار گرفتم و نرفتم. خیلی خیلیییی حرف دارم برای زدن. ...
240 - تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 18:48
زندگی همش همینه مگه نه بالا پایین بالا پایین پایین پایین . . . مامان ناراحته ماشینش تو بارونه خدایا چرا زور همه به ما میرسه؟؟؟ چرا؟؟ جوابمو میدی؟؟ میگی دعا موقع بارون میگیره خدایا ظالم ظالمارو به خودشون برگردون خواهش میکنم و در تآریخ یکشنبه ۳۰ آبان۱۳۹۵در سآعت 19:45 نوشته ي : سارا| |
241 - تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 18:48
یتیم بودن خیلی سخته خیلی درد داره دل ادم کوچیک میشه هر دادی هر زوری میاد میشنه تو دلت رعشش تو دو روز تو اندامت میمونه چون حس میکنی یه یتیم بیکسی خدایا تو هستی مگه نه؟ میبینیمون تو تنها نجات دهنده و یاری رسانی. و در تآریخ دوشنبه ۱ آذر ۱۳۹۵در سآعت 8:28 نوشته ي : سارا| |
242 - تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 18:48
خدایا چشمم فقط به تو.. خودت نجاتمون بده

برچسب‌های مرتبط

230 fifth | 230 park avenue | 230 lbs to kg | 2300 arena | 230 c to f | 2300 hours | 230 pounds in kg | 230 area code | 230 forest | 231 area code